X
تبلیغات
دل تنگی
لبخند فراموش نشه...

پاییز هم میگذرد

زمستان می اید

او هم با همه ای سپیدی اش می رود

بهار می اید

بهاری که منتظر ان هستیم


برای مخاطب خاص..

همه ای گل های جهان برای تو

اما این گل از طرف من

تقدیم به تو..

برای مخاطب خاص

..............................................................................

اشک در چشمان من قندیل بسته اند

امشبم گذاشت

فردا هم میگذره

همه روز و شبا میگذرن

بگذار اینا بگذرن

بیا ما از هم نگذریم.

به دلتنگی من خوش امدید

| ارمیتا | شنبه بیست و یکم بهمن 1391 | 13
دنیای احساس
i


حضورت را شاید نباشی

باز هم احساس میکنم

صدایت هرچند در پیرامون نفس هایم نیست

اما همچنان گوش های مرا نوازش میکند

بازم سایه سار شب

بر اسمان قلبم سایه افکنده است

باز هم گرمایی که

مرا برای دیدنت تشنه تر میکند

باز هم عشق

باز هم جاودانه باد

و باز هم جاودانه باد دوستت دارم های حقیقی...


و خدای که این نزدیکیست

هوایت را دارد

هوایم را دارد

دستان مرا

دستان تو را

محکم در دستان مهربانش گرفته است..

و همین بودنش است

که تسکین میدهد

درد های بی پاین مرا

غم های مرا





| ارمیتا | یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 21
بهار

روز های اخر 92 را سپری میکنیم

تو این روزهای اخری

خیلی خوبه که دلامون رو هم مثل

خونه هامون پاک و تمیز کنیم

بدی های هم رو ببخشیم و

کینه ها رو بذاریم کنار

خلاصه با یه هیجان و شور و حال دیگه

به استقبال بهار 93 بریم...

پس ببخشید و شاد باشید


بهار نزدیکه.....


نوروزتون از همین حالا مبارک


| ارمیتا | سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 21
یه حس خوب

دو نخ در دست گرفته ام

گره می زنم دانه دانه ی ان ها را

به هم

نمی دانم نخ ها چند متر طول دارند

نمی دانم که ایا طولشان

پاسخ گویی انتظار های من است یا نه

فقط می دانم که گر ه می زنم

تا سرگرم شوم

و کمی از درد انتظارم بکاهد...


مینویسم

مثل همیشه

بر روی کاغذی قدیمی

با قلم کوچکی که

روزهای اول اشنایمان به من

هدیه دادی

با قلمی از جنس عشقم

و احساس های بی نهایت...

مینویسم

**دوستت دارم**



بسته ام

چشم هایم را

به روی همه ای هیاهو ها و نگاه های اطرافم

دیگر چیزی مهم نیست

مهم ان است

که تمام نگاه های من

به اوست


| ارمیتا | پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 12
ولنتاین مبارک
دوباره قلم بر دست

می نویسم با واژه های از جنس

لطافت

از جنس محبت

برای تو می نویسم...

ولنتاین

روز عشق بر تو مبارک


امشب

قصد  دارم

در اخرین ساعتش

ستاره ای را به اسمان بفرستم

و رویش بنویسم

((دوستت دارم))



| ارمیتا | پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 | 23
اشک

این روزها

نگاهم

با اشک ها

میشکند

این روزها

دستان دلم اشک های روی گونه هایم

را پاک میکند


| ارمیتا | چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 20
از جنس زمستان

نمیدونم به چی فک کنم

فکرم   به شدت مشغول است

هزار ها جا و راه برای رفتن دارد

نمیدانم به عشق بی اندیشم یا به دلتنگی

به اینده یا به امروز

به گذشته یا فردا

نمیدانم

نمیدانم میتوانم   یا نه؟

نمیدانم هست یا نیست؟

نمیدانم هستم یا نیستم

سر درگمم

سر در گم در غباری از مه های زمستانی.

اندیشیدن بد نیست

دوست داشتن بد نیست

عشق بد نیست

خوب است

اما پاک بودن

چیز دیگریست

با خدا بودن

صفای دیگریست

یادش

ارامش دیگریست



دوست دارم یکی از روز های سرد زمستان

در بیابان های بی انتها قدم بگذارم

تنهایی قدم بزنم

و بی اندیشم

به تو

به فردای پیش رویمان




ارام است

هوای با تو بودن را میگوییم

گاهی تلاطم های دارد

گاهی صدایش دریاست

و

گاهی صدایش خش خش برگ هایست

که زیر پا له میشوند...



| ارمیتا | پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 20

نگاهم رو به سمت تو، شبم آیینه ی ماهه
دارم نزدیکتر میشم، یه کم تا آسمون راهه
به دستای نیاز من، نگاهی کن از اون بالا
من این آرامش محضو، به تو مدیونم این روزا
خدایا دوستت دارم، واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که، ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم، که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط میگم، خدایا دوستت دارم
تو دیدی من خطا کردم، دلم گم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده، به آغوش تو برگردم
تو حتی از خودم بهتر، غریبی هامو می شناسی
نمی خوام چتر دنیا رو، که تو بارون احساسی
خدایا دوستت دارم، واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که، ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم، که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط میگم، خدایا دوستت دارم

| ارمیتا | یکشنبه هشتم دی 1392 | 21
پیدای پنهان

می اید و می رود

فکر های که از جنس بارانند

و غم های که از جنس پاییز اند

صدای نفس هایم را فقط نفس هایم میشنود

صدای اشک هایم را فقط دلم میشنود

غم روی چهره ام را

قلبم میبیند

این روز ها

همه ای خنده هایم فقط برای دلخوشی دیگران است

قلبی نیست...




خسته ام ...

خسته ام از زندگی که هر فرد دم از سیاست میزند

خسته ام از زندگی که دروغ را در سرزمین پاکی پخش کرده است

خسته ام

خسته از ریا و درویی

از ناپاکی های زمانه

کجا رفت اون همه صداقت

کجا رفت ان همه سادگی و طروات

کجا رفت حرف های ناب ادمیت

کجا رفت عشق پاک

کجا رفت دوستت دارم های خالصانه و ناب

کجا رفتند خوبان؟

من از زندگی در این دنیای پر از سیاهی بیزارم

میترسم




خیلی دوست دارم

یک شب که سر روی بالش میگذارم

یک نفر حالم را بپرسد

و بدون اینکه چیزی بپرسد

به حرف های دلم گوش دهد

خیلی دوست دارم

یک شب

خواب گل های را ببینم

که در رویا هایم ارزو دارم..



دنیا دو روز است

نمی دانی کی به ابدیت میروی

پس این همه غم چرا؟

این همه اندوه چرا؟

این همه ظلم چرا؟

این همه خیانت و دلشکستن

برای چه؟

چرا چشم هایمان را باز نمیکنیم

چرا حقیقت را نمیبینیم

مهربانی ها کجاییند

که پاکان اینگونه

گوشه گیر شده اند..


اهای

دلتنگی

تو باز هم امدی

هزاران درود بر تو

که در این حال و هوای

غمگین دلم

تنهایم نمیگذاری





بازی با کلمات

تنها کار این روز های من است







| ارمیتا | جمعه ششم دی 1392 | 19
هوای تو...


خاص..

| ارمیتا | سه شنبه سوم دی 1392 | 20
بهترین عشق

چند وقت پیش متنی را خواندم

نوشته بود...

هیچ کس لایق عشق نیست

اما من میگوییم

اگر کسی لایق عشق نبود

عشق پدید نمی امد

من میگوییم

اگر عشق حقیقت نداشته باشد

پس عشق ما به خدا چیست؟

پس لایق عشق حقیقی خداست..

کمی از دید زمینی فاصله بگیرید

اون بالا یکی هست که عاشق توست

و لایق عشق تو..

| ارمیتا | یکشنبه یکم دی 1392 | 21
مخاطب خاص...
هوای سردیست

تو نیستی

من تنهای تنها 

با یاد تو 

روی زمین سرد نشته ام

صدای هق هق گریه هایم

فضای دلم را پر کرده است

دلگیرم!

نه از توکه بهترینم هستی

از روزگاری دلگیرم 

که هنوز به روی عشق 

می خندد.


مخاطب خاص

| ارمیتا | جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 21
یک حرف .. به اندازه دنیا..

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”

یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را…

بهشان خرده نگیرید!

این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد، مسئولیت دارد…

ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی، دوست داشتن واقعی را میفهمی…

میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی…تا تو شاد باشی…

آزارت نمیدهد…دلت را نمیشکند….

به هر دری میزند که با تو باشد…

من این دوست داشتن را می ستایم…


کپی شده از وبلاگ دوستم مبینا.

| ارمیتا | پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 | 18
هوای غم

دوری بین و من تو

دوری ماهی و دریاست

دوری بین  من و تو

دوری ماه و تماشاست

ولی افسوس تو رو خواستن دیگه دیره

دیگه دیره

ولی افسوس تو نخواستن

دلم اروم نمیگیره

نمیگیره..



خواننده.. اسماعیل مقیمی.



| ارمیتا | پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 | 18
.....

| ارمیتا | دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 21
About

پیش کسی بمان
که در تنهای هایت
هر گاه به او می اندیشی
یا خاطراتش را به یاد می اوری
به تو ارامشی همچون دریا دهد
و لبخند تو را جاری سازد
و چون اکنون در کنارش نیستی
چون دلتنگش هستی
دلتنگی ات همچون اشکی
گونه هایت را نم ناک سازد.
Categories
Tags
Authors
Archive
Links
Design
Other