پیش کسی بمان
که در تنهای هایت
هر گاه به او می اندیشی
یا خاطراتش را به یاد می اوری
به تو ارامشی همچون دریا دهد
و لبخند تو را جاری سازد
و چون اکنون در کنارش نیستی
چون دلتنگش هستی
دلتنگی ات همچون اشکی
گونه هایت را نم ناک سازد.
ABOUT
CATS
TAGS
PAST
LINKS
POSTS
CODES
TEMP
دل تنگی
برای مخاطب خاصم خدا و ...
شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱

پاییز هم میگذرد

زمستان می اید

او هم با همه ای سپیدی اش می رود

بهار می اید

بهاری که منتظر ان هستیم


برای مخاطب خاص..

http://graphic.ir/pictures/___1/__10/roze_photo_2_20100807_1675872299.jpg

همه ای گل های جهان برای تو

اما این گل از طرف من

تقدیم به تو..

برای مخاطب خاص

..............................................................................

اشک در چشمان من قندیل بسته اند

امشبم گذاشت

فردا هم میگذره

همه روز و شبا میگذرن

بگذار اینا بگذرن

بیا ما از هم نگذریم.

به دلتنگی من خوش امدید

ارمیتا
پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴
ارمیتا
پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴
برای تو مینویسم

برای تو که همه چیز منی

برای تو

که قلبت چند سالیست برای من

بی وقفه میزند

برای تو که قلبم محکم تر از همیشه برایت میتپد

برای تو که شده ای زندگیم

خوابم

خیالم..

لبخند هایمم

برای تو

که اسمانم را ابی تر از همیشه کرده ای

دعایم این است

بتپد هر دو قلب همیشه برای هم.

ارمیتا
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲
دوباره قلم بر دست

می نویسم با واژه های از جنس

لطافت

از جنس محبت

برای تو می نویسم...

ولنتاین

روز عشق بر تو مبارک


امشب

قصد  دارم

در اخرین ساعتش

ستاره ای را به اسمان بفرستم

و رویش بنویسم

((دوستت دارم))



ارمیتا
چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲

این روزها

نگاهم

با اشک ها

میشکند

این روزها

دستان دلم اشک های روی گونه هایم

را پاک میکند


ارمیتا
پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲

نمیدونم به چی فک کنم

فکرم   به شدت مشغول است

هزار ها جا و راه برای رفتن دارد

نمیدانم به عشق بی اندیشم یا به دلتنگی

به اینده یا به امروز

به گذشته یا فردا

نمیدانم

نمیدانم میتوانم   یا نه؟

نمیدانم هست یا نیست؟

نمیدانم هستم یا نیستم

سر درگمم

سر در گم در غباری از مه های زمستانی.

اندیشیدن بد نیست

دوست داشتن بد نیست

عشق بد نیست

خوب است

اما پاک بودن

چیز دیگریست

با خدا بودن

صفای دیگریست

یادش

ارامش دیگریست



دوست دارم یکی از روز های سرد زمستان

در بیابان های بی انتها قدم بگذارم

تنهایی قدم بزنم

و بی اندیشم

به تو

به فردای پیش رویمان




ارام است

هوای با تو بودن را میگوییم

گاهی تلاطم های دارد

گاهی صدایش دریاست

و

گاهی صدایش خش خش برگ هایست

که زیر پا له میشوند...



ارمیتا
یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲

نگاهم رو به سمت تو، شبم آیینه ی ماهه
دارم نزدیکتر میشم، یه کم تا آسمون راهه
به دستای نیاز من، نگاهی کن از اون بالا
من این آرامش محضو، به تو مدیونم این روزا
خدایا دوستت دارم، واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که، ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم، که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط میگم، خدایا دوستت دارم
تو دیدی من خطا کردم، دلم گم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده، به آغوش تو برگردم
تو حتی از خودم بهتر، غریبی هامو می شناسی
نمی خوام چتر دنیا رو، که تو بارون احساسی
خدایا دوستت دارم، واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که، ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم، که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط میگم، خدایا دوستت دارم

ارمیتا
جمعه ششم دی ۱۳۹۲

می اید و می رود

فکر های که از جنس بارانند

و غم های که از جنس پاییز اند

صدای نفس هایم را فقط نفس هایم میشنود

صدای اشک هایم را فقط دلم میشنود

غم روی چهره ام را

قلبم میبیند

این روز ها

همه ای خنده هایم فقط برای دلخوشی دیگران است

قلبی نیست...




خسته ام ...

خسته ام از زندگی که هر فرد دم از سیاست میزند

خسته ام از زندگی که دروغ را در سرزمین پاکی پخش کرده است

خسته ام

خسته از ریا و درویی

از ناپاکی های زمانه

کجا رفت اون همه صداقت

کجا رفت ان همه سادگی و طروات

کجا رفت حرف های ناب ادمیت

کجا رفت عشق پاک

کجا رفت دوستت دارم های خالصانه و ناب

کجا رفتند خوبان؟

من از زندگی در این دنیای پر از سیاهی بیزارم

میترسم




خیلی دوست دارم

یک شب که سر روی بالش میگذارم

یک نفر حالم را بپرسد

و بدون اینکه چیزی بپرسد

به حرف های دلم گوش دهد

خیلی دوست دارم

یک شب

خواب گل های را ببینم

که در رویا هایم ارزو دارم..



دنیا دو روز است

نمی دانی کی به ابدیت میروی

پس این همه غم چرا؟

این همه اندوه چرا؟

این همه ظلم چرا؟

این همه خیانت و دلشکستن

برای چه؟

چرا چشم هایمان را باز نمیکنیم

چرا حقیقت را نمیبینیم

مهربانی ها کجاییند

که پاکان اینگونه

گوشه گیر شده اند..


اهای

دلتنگی

تو باز هم امدی

هزاران درود بر تو

که در این حال و هوای

غمگین دلم

تنهایم نمیگذاری





بازی با کلمات

تنها کار این روز های من است







ارمیتا
سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲


خاص..

ارمیتا
یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲

چند وقت پیش متنی را خواندم

نوشته بود...

هیچ کس لایق عشق نیست

اما من میگوییم

اگر کسی لایق عشق نبود

عشق پدید نمی امد

من میگوییم

اگر عشق حقیقت نداشته باشد

پس عشق ما به خدا چیست؟

پس لایق عشق حقیقی خداست..

کمی از دید زمینی فاصله بگیرید

اون بالا یکی هست که عاشق توست

و لایق عشق تو..

ارمیتا
جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲
هوای سردیست

تو نیستی

من تنهای تنها 

با یاد تو 

روی زمین سرد نشته ام

صدای هق هق گریه هایم

فضای دلم را پر کرده است

دلگیرم!

نه از توکه بهترینم هستی

از روزگاری دلگیرم 

که هنوز به روی عشق 

می خندد.


مخاطب خاص

ارمیتا
پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”

یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را…

بهشان خرده نگیرید!

این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد، مسئولیت دارد…

ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی، دوست داشتن واقعی را میفهمی…

میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی…تا تو شاد باشی…

آزارت نمیدهد…دلت را نمیشکند….

به هر دری میزند که با تو باشد…

من این دوست داشتن را می ستایم…


کپی شده از وبلاگ دوستم مبینا.

ارمیتا
پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲

دوری بین و من تو

دوری ماهی و دریاست

دوری بین  من و تو

دوری ماه و تماشاست

ولی افسوس تو رو خواستن دیگه دیره

دیگه دیره

ولی افسوس تو نخواستن

دلم اروم نمیگیره

نمیگیره..



خواننده.. اسماعیل مقیمی.



ارمیتا
دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲

ارمیتا
شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲

امروز باران بارید

صدایش برای گوش های من

همانند لالای مادرم

ارام بخش بود...





امروز روز خوبی بود

اسمان دلم پر از خورشید های

بود که

تو ان ها را کاشته بودی




امروز شاید با تمام دلتنگی های تلخم

جز بهترین روزهای زندگی ام بود

با یاد تو...




                                          




ارمیتا